یک خاطره جالب از یارمضان
دیشب در گنبد یارمضان بود و صدای بچه ها سراسر شهر رو گرفته بود البته حرکت موتور سیکلت هم واقعا زیاد بود و صدای موتور و بچه ها با هم قاطی شده بود. یارمضان هم در فرهنگ ترکمن ها برای خود عالمی داره.
اما خاطره من مربوط میشه به تقریبا پانزده سال پیش که با بچه های محل از اول خیابان کمینه مراسم یارمضان را شروع می کردیم و تا پاسی از شب ادامه داشت اولین خونه خیابان کمینه پاسگاه بود و همیشه از خانه بگ زاده ها که چسبیده به پاسگاه نیروی انتظامی بود شروع می شد.همیشه پسر آخوند محل شعر یارمضان را می خوند و یکی دیگر از بچه ها اشک می شد و ما هم در پایان شعر ،الله می گفتیم. تقریبا به چهارمین خانه که رسیدم ماشین پاسگاه اومد بیرون و 4 تا مامور بچه ها رو یک جا جمع کردن و محاصره شدیم همه تعجب می کردیم و برایمان عجیب بود خیلی زود یکی از بزرگ ها به رئیس بچه های نیروی انتظامی گفت که بچه ها در حال اجرای مراسم یارمضان هستند.بچه های نیروی انتظامی تازه فهمیده بودند که اشتباه کرده بودند و معذرت خواهی کرده و با خنده طرفین مراسم آن سال ادامه پیدا کرد.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 9:10 توسط حاجی قربان طریک
|