مسابقات اسبدوانی درمنطقه ترکمن صحرا همیشه با جذابیت و حساسیتی عجیب در اکثر فصول پی گیری می شود،اما انچه که بر جذابیت این ورزش مفرح می افزاید اتفاقات جالبی است که در میدان اسبدوانی اتفاق می افتد.اکثرا عده ای که در میدان به مافیاهای میدان معروف هستند برای رسیدن به مقاصدشان کار های انجام می دهند که بیشتر مواقع موجب شکسته شدن دل مردم علاقمند ترکمن صحرا می شود.امروز می خواهم از همین کورس بهاره بندر ترکمن شروع کنم. قبل از هر چیز یادآور می شوم که اسبها در میدان به دو گروه تقسیم می شود اسبهای خارجی که صاحبان آنها را سرمایه داران و علاقمندان تهرانی گاه با مبلغ بسیار بالا به طور متوسط 40 میلیون تومان از خارج خریداری می کنند. وگروه دوم اسبهای هستند که در روستاهای ترکمن صحرا به دنیا می آیند و با درد ها و الام مربیانشان بزرگ می شوند
اکثر این اسبها قیمت آن چنانی ندارند ولی آنچه که برای اینگونه اسبها مهم است غیرت و محلی بودن آن است. همیشه بین این اسبها رقابت شدیدی وجود دارد رقابت فقیر وپولدار،نبرد نابرابر که آن را در تمام عرصه ها در ترکمن صحرا می توان یافت.کورس چهارم از هفته سوم بهاره 86 بندر ترکمن ، میدانی که در آن اسبی به نام کارول در میان حاضر است،اسبی که تمام امید مردم خطه بحر خزر امید به این اسب دارند ومافیای میدان نیز سعی بر عدم موفقیت این اسب دارد ،اسبی که هفته قبل به مقام دوم رسیده بود وامروز در یک جنگ نابرابر باید از حیثیت و آبروی مردم بحر خزر را به تنهایی دفاع کند،آنهم در مقابل چند اسب سرمایه دار تهرانی ،کورس شروع می شود اسب شماره دو کارول از دپار با یک جهش بیرون می آید ولی اسب شماره 1 و 3 و4 از دو طرف فشاره های بی امان را بر پیکره این اسب می آورند چون قرار نیست کارول پیروز میدان باشد، جمعیت حاضر در میدان با بهت زدگی عجیبی به عمل ناجوانمردانه نگاه می کنند ،عبد الناصر قزل سوارکار اسب کارول مجبور می شود اسب را یک لحظه سرعتش را کم کند تا مبادا هیاهو وناجوانمردانه میدان،شاهد شکسته شدن دل مردم بحر خزر شود،سه اسب با فاصله کمی به جلو کشیده می شوند و کارول در باد این اسبان قرار می گیرد ،حالا تقریبا نصف مسافت پیموده شده است و کارول در مقام چهارم با آرامش و اطمینانی و امنیتی عجیب در حال مبارزه است ،دل تو دل مردم ترکمن صحرا نیست آیا کارول می تواند در این میدان سربلند بیرون بیاید و غرور و پیروزی را به ارمغان بیاورد لحظه موعود فرا میرسد گویی اسب بال در می آورد استارت رویایی کارول شروع می شود در یک چشم به زدن از میان اسبها می گذرد سوار کان آن اسبها جای بر فکر کردن ندارند و کاری برای قهرمان نشدن کارول نمی توانند بکنند جمعیت حاضر در میدان یک لحظه امیدرا بر دیدگانشان لبریز شده می بینندگزارشگر میدان فقط می گوید کارول ،کارول ،کارول آری کارول با فاصله بسیار زیاد قهرمان میدان می شود و در وسط تماشگران مردم بندر ترکمن وگمیشان در حال جشن وسرور هستند ودر مقابل غم مافیا های میدان های سوارکاری را می توان درک کرد به طور قطع یقین جشن و سرور برای آنها درد آور است در ذهنشان باز یک ترفند کثیف خطور می کند آیا باز با ترفند دیگری می توانند موجب ناکامی کارول شوند،این هفته با غرور تمام می شود ،هفته چهارم شروع می شود .حالا نبرد کارول برای تمام مردم ترکمن صحرا حساسیت ویژه ای دارد.عبدالمجید کم مربی کارول از آمادگی اسب خبر می دهد. باز مردم ترکمن صحرا حساب ویژه ای برای این اسب قائل می شوند و در مقابل مافیا نیز حساب برای کارول قائل نمی شوند آیا باز جنایتی صورت خواهد ،اسبها وارد میدان می شوند غم و اندوهی بر دیدگان کارول جاری است،استارت زده می شود باز هم کارول در باد اسبهای دیگر قرار می گیرد و دقیقا مثل هفته قبل اسبها در حال تاختن هستند،لحظه موعود در حال نزدیک شدن است سم های کارول به نقطه بال در آوردن نزدیک می شود ولی بالهای کارول توان باز شدن ندارند حیوان تقلا می کند ولی انگار نه انگار ،بالهای کارول را شکسته بوده اند ،مافیا کارش را کرده بود کدام یک از نزدیکان مربی کارول خیانت کرده است ، خط پایان در حال نزدیک شدن است ولی باز تقلای چابکسوار و کارول چاره ساز نیست ،مردم حاضر در میدان با غم عجیب شاهد شکسته شدن بالهای کارول می شوند هیچ کس دوست ندارد این صحنه را ببیند ، اسبها از خط پایان عبور می کنند و کارول به مقام چهارم می رسد ،اشکهای بر دیدگان کارول جاری می شود و جمعیت حاضر در میدان اشکهای کارول را همراهی می کنند ،حال بزرگترین سئوال در میان علاقمندان اسب در ترکمن صحرا این است که چه کسی بالهای کارول را شکسته است ،چه کسی خود را برای مبلغ ناچیز فروخته است . چه کسی حاضر شده است عمل ننگین مافیا را به مرحله اجرا گذاشته است،خائن کیست؟باز میدان دیگری وجود دارد باز کارول می تواند به پرواز در بیاید هفته قهرمانی کورس بهاره بندر ترکمن فرا می رسد،باز کارول در یک میدان نابرابرباید بجنگد حالا نبرد بسیار حساس است،کارول را در پشت انبار کاه مخفی می کنند تا مبادا افراد وخائنین باز بالهای کارول را بشکنند.
نبرد حساس و پایانی شروع می شود آیا کارول باز می تواند غرور را به ارمغان بیاورد.آیا باز مردم ترکمن صحرامی توانند در مقابل دیدگان مافیای میدان سوارکاری به جشن و سرور بپردازند ،استارتر در جایگاهش قرار می گیرد با رفتن دستهای داور میدان استارت زده می شود ،کارول از اول میدان بال در می آورد فریادهای بی امان مردم متعصب ترکمن صحرا به اوج خود می رسد فرار زیبای کارول نوید جشن وسرور را می دهد حالا هیچ کس جلودارش نیست ،کارول حالا می داند ارزش پیروزی در این میدان ،موجب شادی یک ایل می شود.اسبها حالا در پیچ آخر به خط راستا می رسند وهر لحظه خود را به خط پایان نزدیک میکنند ، کارول ،کارول ،کارول ،چه میکنه این کارول،قهرمانی کارول باز تکرار می شود جشن وسرور به اوج خود می رسد .قهرمانی کارول برابر با قهرمانی و غرور مردم علاقمند ترکمن صحرا شده بود.حالا زمانی از این نبرد جالب و پیروز مندانه گذشته است و مردم حالا می دانندکه چه کسی بالهای کارول را شکسته بود،آری یکی از اطرافیان مربی این اسب آمپولی را قبل از مسابقه بر بازوان کارول می زند وباعث ضعف عضلانی اسب می شود ،امیدواریم اینگونه افراد بدانند که فروختن و شکستن دل علاقمندان هیچ وقت قابل گذشت نیست.