باز صحرا هنرمندی را از دست داد. هنرمندی خود ساخته از
دیار بحر خزر ، بهروز ایری را همه می شناختند ، او که با دوستانش خنده را بر خانه های ترکمن صحرا به ارمغان می آورد .امروز اکنون ترکمن صحرا را به ماتم کشانده است. بهروز یک از استعدادهای بود که در هیچ مکتبی درس کارگردانی و بازیگری را نخوانده بود ولی عاشق بازیگری و خنداندن بود .و استاد بی نظیر در کارش، هنوزم هم خندهایش در اجراهایش جلوی چشمم تداعی می شود . او عاشق مردمش بود او عاشق خنداندن و گفتن درد های ترکمن در قالب طنز بود. امروز به ارزش کار بهروز پی بردم او وظیفه بزرگی بر گردن داشت . دیگر آن صیاد درد کشیده جز بهروز کسی را نداشت که تبسم را بر گونه هایش نقش ببنداند. آن دختر و زن ترکمن که صبح تا شب را بر پشت دار قالی ترکمن نقش ها را به تصویر می کشاند ، دل به خندیدن در هنر نمایی بهروز و دوستانش را داشت تا خستگی را از قامتش دور کند. حالا همه در بهت از دست دادن بهروز مانده اند. بهروز کارگردان گروهی بود که ابزار کارشان به اندازه انگشتهای دستان نمی رسید ولی عشق به کار و علاقه باعث محبوبیت این گروه طنز شده بود.در آخر خاطره ای از بهروز این عزیز از دست رفته را بازگو می کنم. روزی به بندر ترکمن رفتم پسر خاله ام که بچه 8 ساله می باشد خندان به پیشم آمد بعد از سلام واحوال پرسی از علت خوشحالیش پرسیدم بنیامین گفت: من هر روز به تمرین گروه آلادا می روم و دوستانمان زیر نظر بهروز تمرین می کنیم او امروز از ما تست گرفت و من تو کلاسمان نفر اول شدم ،بهروز هم به خاطر کارم این پانصد تومان را به عنوان جایزه به من داد. بنیامین هنوز هم آن پانصد تومان بهروز را در لای کتاب هایش به یادگار گذا شته است . یادش گرامی و روحش شاد
حاجی قربان طریک


